۱۷ تیر ۱۴۰۵ ۱۰:۱۰
رهبری به شیوه‌ الگوسازی

 

بیش از بیست بار تشکر از یک قشر، نام‌بردن از تک‌رفتار‌ها و تکرارکردن جمله «تشکر می‌کنم» یک تصادف و اتفاق موردی نبود، الگویی تکرارشونده در سیره‌ رهبری در دیدار ورزشکاران در سال‌های مختلف بود. آن دیدار اگرچه وجه نمادین در دیدار ورزشکاران پیدا کرد؛ اما منطق حاکم بر آن دیدار در همه سال‌ها تکرار شده بود. در میان آن تشکر‌ها، یک مورد به‌خاطر مدال‌آوری بود و بیست مورد باقی‌مانده برای رفتار‌های نمادین ورزشکاران بود. رفتار‌هایی که بعد از پیروزی در میدان، سکوی مسابقه یا مراسم رژه توسط ورزشکاران انجام می‌شد. این نسبت یک به بیست، با تشکر از مدال‌آوری شروع می‌شد و به رفتار‌های نمادین می‌رسید؛ یعنی مدال آوردن هم خوب است و هم شرط لازم، اما مدال و مقام دیگری هم هست، مدال الگوی خوب‌بودن. ورزشکار ازآن‌رو باید قدر ببیند و در صدر بنشیند که الگوست و در شکل‌دادن به رفتار‌های سایر اقشار جامعه مؤثر است. جامعه از رهگذر همین الگو‌ها با سنت‌ها و آرمان‌های خود پیوند می‌خورد و در برابر بحران‌ها پایدار می‌ماند؛ الگو، در این نگاه، ابزار انتقال ارزش از نسلی به نسل دیگر و از یک فرد برجسته به توده‌ جامعه است. ورزشکار اگر در کنار قهرمانی، عامل به ارزش‌ها باشد و آن‌ها را نشان دهد، در مقام یک الگو وظیفه خود را به‌درستی انجام داده است. رهبری همواره یاد‌آوری این وظیفه به ورزشکاران را در کانون سخنان خود با ورزشکاران قرار می‌داد و تلاش می‌کرد چراغ این وظیفه را در میدان ورزش روشن نگه دارد. رهبر شهید بزرگ‌ترین نگاهبان روح فتوت و الگو بودن در جامعه ورزش بود.روح فتوت در رفتار ورزشکاران، آنگاه زنده می‌ماند که ورزشکار در رفتار‌های خود در میادین ورزشی در عرصه مختلف حامل این روح باشد و با وجود و اعتقاد خود آن را به جهانیان نشان دهد. رهبر شهید بر پایه چنین اصلی از این رفتار‌ها تشکر می‌کرد. مصادیق عینی این رفتار‌ها در سال‌های مختلف در دیدار ورزشکاران با رهبری را می‌توان در دسته‌بندی زیر طبقه‌بندی کرد.

 

افتخار به هویت ملی و نماد‌های کشور

از جمله ستایش رهبری از عرق ورزشکاران به سرود ملی و پرچم جمهوری اسلامی.

 

مبارزه با ظلم و به‌صورت خاص موضع‌گیری ورزشکاران در برابر رژیم صهیونی و همراهی با فلسطین

رهبری به‌صراحت از ورزشکارانی که از رویارویی با طرف صهیونی خودداری کردند تشکر می‌کرد و این کار را مصداق حقانیتی می‌دانست که به‌مرور آشکارتر می‌شود و همچنین از تیمی که با چفیه وارد زمین شده بود، تقدیر می‌کردند.

 

حجاب و عفاف بانوان ورزشکار

به‌طور مکرر محل تقدیر بوده است؛ برای نمونه، تقدیر از پرچم‌دار باحجاب کشور در بازی‌های آسیایی، یا از بانوی ورزشکاری که از دست‌دادن با مرد نامحرم خودداری کرد. تحلیل دیدار‌های رهبری با ورزشکاران در طول یک دهه‌ اخیر نشان می‌دهد که همین ساختار بار‌ها بازتولید شده است. در دیدار با مدال‌آوران بازی‌های پاراآسیایی جاکارتا در آبان ۱۳۹۷، الگوی تقدیر از رفتار نمادین در کنار موفقیت ورزشی تکرار شد. در دیدار با کاروان المپیک و پارالمپیک توکیو در شهریور ۱۴۰۰، رهبری صراحتاً بر اهمیت به‌رسمیت‌نشناختن رژیم صهیونی در میدان‌های ورزشی تأکید کردند. در دیدار آذر ۱۴۰۲ با قهرمانان بازی‌های آسیایی و پاراآسیایی، همان الگو با جزئیات بیشتری بازتولید شد.در همان حال، وزن و ترکیب این محور‌ها متناسب با وقایع سیاسی و اجتماعی در مقیاس جهانی در طول زمان تغییر کرده است. در دهه‌های نخست، تأکید رهبر شهید بر ضرورت تهذیب نفس ورزشکاران و اخلاق فردی و تعهد دینی است؛ ورزشکار متعهد و باایمان به‌عنوان «سفیر انقلاب اسلامی در میدان‌های ورزشی» توصیف می‌شد و دغدغه‌ اصلی، حفظ اصالت اخلاقی ورزشکار در برابر آسیب‌های احتمالی شهرت و رقابت بود. اما با گذر زمان، به‌ویژه از اواخر دهه‌ ۱۳۹۰ به بعد، وزن محور سیاسی به‌طور مشخص موضع‌گیری در برابر رژیم صهیونی و همراهی با فلسطین به‌طور محسوسی افزایش یافت. در دیدار مهرماه ۱۴۰۴ با قهرمانان ورزشی و المپیاد‌های علمی، بخش قابل‌توجهی از سخنان رهبر شهید مستقیماً به جنگ غزه و آنچه ایشان مشارکت آمریکا در آن خواندند، اختصاص داشت. این جابه‌جایی را می‌توان این‌گونه خواند: کارکرد نمادین ورزشکار در نگاه رهبری ثابت ماند، اما محتوای آن نماد بازتعریف شد از «مؤمن متعهد» به‌مثابه الگوی اخلاقی درونی، به «مقاومت‌گر» به‌مثابه الگوی هویتی در برابر یک دشمن بیرونی مشخص 

 

 در کنار این محور مرکزی، دو محور فرعی نیز تکرار می‌شد که نشان می‌دهد الگوسازی رهبری یک‌سویه و صرفاً تجویزی نبود: از یک‌سو قدردانی از خانواده و مادران ورزشکار (مانند تقدیر از ورزشکار مادری که با فرزندش روی سکوی قهرمانی حاضر شد) و ازسوی‌دیگر رهبری خود را نسبت به ورزشکاران مطالبه‌گر نیز نشان می‌داد با تأکید مکرر بر ضرورت رسیدگی مسئولان به مسکن، اشتغال، بیمه و حقوق مادام‌العمر قهرمانان و هشدار درباره‌ آفت‌های اقتصادی و اخلاقی‌ای که ممکن بود ورزشکاران را تهدید کند. این دوسویگی حتی در ساختار خود دیدار‌ها نیز مشهود بود: در نظم برگزاری جلسات، معمولاً چند تن از ورزشکاران نخست به‌نمایندگی از جمع سخن می‌گفتند و رهبری تنها پس از شنیدن سخنان آنان، توصیه‌ها و تقدیر‌های خود را بیان می‌کرد. این ترتیب تقدم شنیدن بر گفتن، خود بخشی از همان الگوسازی بود: نشان می‌داد رهبری، قهرمان را نه صرفاً گیرنده‌ دستور، بلکه طرف گفت‌وگو و شریک در ساختن الگو می‌دید. از همین رو هر یک از ورزشکاران قهرمان، خاطره‌ای شخصی از این دیدار‌ها با خود دارند: خاطره‌ لحظه‌ای که در مقام یک شخصیت مؤثر اجتماعی شنیده شدند، پیش از آنکه مورد خطاب قرار گیرند. چرایی این میزان از توجه و تأکید و اهمیت‌دادن به ورزشکاران و قهرمان این بود که در اندیشه و سیره‌ رهبری، ورزش یک ابزار راهبردی برای ایجاد تحول در جامعه بود، نه صرفاً یک عرصه‌ رقابت یا افتخارآفرینی. همه چیز در مدال خلاصه نمی‌شد و نباید خلاصه شود. این نگاه از ظرفیت سه‌گانه‌ ورزش نشئت می‌گرفت: وجه نمادین آن، وجه عاطفی و احساسی‌اش و ظرفیت رسانه‌ای عظیمش در مقیاس جهانی. ظرفیتی که رهبری صریحاً به آن اشاره می‌کرد وقتی از نمایش هویت ملت ایران در مقابل چشم صد‌ها میلیون تماشاگر سخن می‌گفت. رهبر شهید تأکید داشت که ورزشکار الگو باید از هر سه این ظرفیت‌ها به‌طور هم‌زمان بهره بگیرد تا علاوه بر مدال‌آوری چند هدف فرهنگی دیگر را هم محقق کند: تقویت باور به توانمندی‌های ملی و گفتمان «ما می‌توانیم»، تقویت غرور ملی و حس وطن‌دوستی، تقویت احساس پیشرفت جمعی و درعین‌حال حفظ اصالت‌ها و سنت‌ها. قهرمان ورزشی، به‌واسطه‌ حضور رسانه‌ای گسترده و بار عاطفی بسیار زیادش، می‌تواند واسطه انتقال ارزش‌ها باشد و البته در همان حال و در صورت عدم مراقبت، می‌تواند به عنصر مخل ارزشی در جامعه تبدیل شود.

 

 اینجا همان وضعیتی است که خطر ضد الگو شدن قهرمان می‌تواند اتفاق بیفتد و علی‌رغم همه تذکر‌ها و توصیه‌های رهبر شهید، متأسفانه ورزش ایران شاهد این پدیده در خود بوده است. نتیجه اینکه در اندیشه‌ فرهنگی رهبری، الگو‌ها هدایتگر، مؤثر و سازنده‌ جامعه‌اند و ورزشکار قهرمان یکی از مهم‌ترین مصداق‌های این الگو به شمار می‌رفت. تأکید ایشان بر حفظ، نگه‌داشت و جهت‌دهی به رفتار قهرمانان، از همین رو، نه دغدغه‌ای فرعی و نه ثابت در طول زمان، بلکه ابزاری محوری و پویا و درعین‌حال دوسویه برای جهت‌دهی به کل جامعه است. علی‌رغم همه این تأکید‌ها و توجهات و برجسته‌سازی‌ها و سفارش‌ها، رهبر شهید قدر و ارزش مدال‌آوری و قهرمانی را می‌دانست و قبل از هر چیزی خود قهرمان شدن و مدال‌آور بودن را اقدام ارزشمند می‌دانست. همه آن تأکیدات و توجهات به معنای بی‌ارزش ساختن قهرمانی و مدال‌آوری نبود به‌خصوص آنجا که رهبر شهید بر کیفی‌سازی کاروان ورزشی تأکید می‌کرد که معنایی جز مدال‌آوری بیشتر و مرغوب‌تر نداشت. رهبر شهید می‌کوشید تا قهرمانان ورزشی دو سکو را به دست بیاورند، سکوی قهرمانی در رشته ورزشی و قهرمانی به‌مثابه الگوی خوب اجتماعی.

 

سینا کلهر

پژوهشگر جامعه شناسی

کد خبر : ۸,۳۱۳
اشتراک در

Itaa

Bale